هفته سی و ششم بارداری
این هفته خیلی هفته پر مشغله ای بود. چهارشنبه افطاری رفتیم خونه مامانی و از اونجا هم رفتیم خونه عمه غزل. مامانی سیسمونی امیرعباس و چیده بود ولی یه کاراییش مونده بود که اونشب انجام داد. مامانی رنگ ماشینی که گرفته بود و دوست نداشت پنج شنبه رفتیم جمهوری تا هم ماشین و عوض کنیم هم من کاپشن تو رو عوض کنم. وقتی بابا میخواست بره توی پارکینگ یه موتوریه تو خط ویژه با سرعت زد به ماشین ما. خیلی ترسیدیم واقعا وحشتناک بود. خدارو شکر اتفاق خاصی نیفتاد.بابا موند اونجا تا ماشین و ببرن پارکینگ. ما هم آزانس گرفتیم و برگشتیم. شب افطاری خونه عمو حسن دعوت داشتیم. وقتی بابا اومد با هم رفتیم بالا. جمعه هم عزیز برای بابا علی (بابای مامانی) مراسم ...



